۱۳۹۰/۸/۲۱

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است شنبه, ۲۱ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۲:۴۱ ب.ظ

من داغ بر دل می نهم
تو داغ بر پیشانیت
این سان نباشد رسم دین
رو رو که تو بیگانه ای
خدایا عاقبتمونو ختم بخیر کن آمین



۸ نظر لـ ۱۳۹۰/۸/۲۱

  1. papary توسط:

    ۲۱ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۸:۴۶ ب.ظ

    سلام بابا جون
    خوبین؟
    قربونتون برم من، چی شده؟
    ——
    سلام دخترم
    چیزی نشده
    تازه فهمیدم که در زمان سعدی هم بله
    ای وای
    خوب بگو ببینم حالت خوبه
    چکارها میکنی
    اخه نشد من در جلسا تون شرکت کنم
    انشااله میشه
    همیشه شاد باشی

  2. papary توسط:

    ۲۴ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۰۴ ب.ظ

    سلام بابا جون
    خوبین؟
    عیدتون مبارک باشه… همیشه تندرست و خوش باشید
    ——–
    ممنونم دخترم
    عید شما هم مبارک باشه
    انشاالله که همیشه شاد و تندرست باشی

  3. papary توسط:

    ۳۰ آبان, ۱۳۹۰ در ساعت ۵:۱۷ ب.ظ

    سلام بابا جون
    خوبین؟
    باز دارین کم پیدا میشینا!!! غیبت هاتون داره زیاد میشه. گواهی و اینا قبول نمیکنم ها! (چشمک)
    خوش باشید همیشه
    —–
    قربانت دختر گلم
    کمی دلم پره اما بایستی توی دلم باشه
    خیلی ممنونم که بمن سر میزنی
    انشاالله که خوشبخت باشی و من خوشبختی تورو ببینم
    بازم ممنونم
    قربانت بابا

  4. papary توسط:

    ۱ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۵۲ ق.ظ

    سلام
    خواهش می کنم.
    ممنونم ازتون بابا جون.
    تورو خدا نذارین چیزی توی دلتون بمونه. هر طوری که حس می کنید بهتون کمک میکنه از دلتون بریزیدش بیرون. حرف بمونه تو دل آدمو بیچاره می کنه.
    —-
    سلام دختر خوبم
    خوبی
    آخه بعضی از چیزها رو نمیشه گفت
    اگر بگه به کی بگه
    باز هم ممنونم که بهم سر میزنی
    انشاالله که همیشه شاد و تندرست باشی

  5. papary توسط:

    ۱ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ

    بابا جون
    لطفا این لینک رو باز کنید و بذارید پر بشه و گوش بدین بهش
    http://www.youtube.com/watch?v=YdVv2UjGhBo
    با فیلتر ش.ک.ن باید باز کنیدش

  6. papary توسط:

    ۱ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۱۴ ب.ظ

    سلام بابا جون
    آره قبول دارم که بعضی از حرفارو نمیشه گفت و نمیشه به زبون آورد. خودم هم اینطورم.
    اما موندنش تو دل آدم که خوب نیست. حال و روز آدمو بهم میریزه.
    تورو خدا نذارین اذیتتون کنه هر چی که هست. اگه نمی تونین به کسی بگینش اقلا یه طوری فراموشش کنید و نذارید اذیتتون کنه.
    خوش باشید
    —–
    آخه دخترم گلم
    آدمی هر چند سنش میره بالا به موضوعات حساستر میشه
    برای همین میگم به این جونها که بی خیالش شین که عادت بمونه براتون
    نه مثل من از اول حساس بودم
    کسی با تبر داشت درختری و می برید
    درخت بصا درآمد ای وای
    گفتن چیه از تیزی تبر مینالی
    گفت نه از آن دسته تبر که از خودمان است

  7. papary توسط:

    ۲ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام
    ببینید بابا جون! کسی که حساس هست، همیشه هست و هر کاریم کنه نمی تونه خودش رو تغییر بده. نمیتونه خب. چیزیه که تو وجود آدم هست. من آدم حساسیم، دنیا بیان جمع بشن بهم بگن اینطور نباش، نمی تونم هرگز طور دیگه ای باشم. حالا تو یکی بیشتره درجه ش و تو یکی درجه ش کمتره. شاید بتونم درجه ی حساسیتم رو کنترل کنم و کمترش کنم، اما نمی تونم از بین ببرمش که. شما هم همینطور.
    تنها کاری که میشه گاهی انجام داد واسه چیزایی که هیچ راه حلی ندارن اینه که آدم سعی کنه باهاش کنار بیاد. بی خیالش بشه. نشه چی کار کنه؟ نمیشه که بذاریم داعونمون کنه.
    درسته که درخته هم از دسته ی تبر نالید، اما نباید گذاشت که ناله تبدیل به وسیله ای برای از پا افتادنش بشه. باید جلوی افتادنش رو گرفت. هر قدرم که تبر و دسته ش تیشه به ریشه ی درخته زده باشن، اما بازم میشه دورش حصار کشید و درخته رو نگه داشت. مهم ایستادن هست.
    —–
    قربان دخترم برم
    ممنونم
    فقط میتونم دعا برات بکنم که خوشبخت و سعادتمند شی
    بازم ممنونم

  8. papary توسط:

    ۴ آذر, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۳۷ ق.ظ

    سلام بابا جون
    ممنونم ازتون.
    خوش و سلامت باشید همیشه

دیدگاه‌تان را بنویسید: